انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
نگار من که مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرس شد
بدلالتی سرمدی تنها بدان سبب که انسان در تندباد حوادث در مسیر تاریخ حیات خود چگونه توانست و دانست که باید “تغییر به سمت تحول” سرلوحه کار خلاقهاش باشد. خاصه اینکه هنوز “زبانی برای گویش” و “خطی برای نوشتن” نداشت تا بداند و بتواند ترجمان مفهوم تازهای از “بی تابیها و بی قراریهای” خود و زمانهاش باشد. موضوعی است که به قصد پاسخگویی به چنین پرسشهای بنیادین تنها از رهگذر شناخت هنرمندانی است که در طول تاریخ “تمدن ساز” بودهاند که “هنرمندان خودآموخته” نامیده میشوند و جهان هنر تا آستانه ورود به قرن بیست و یکم به موجودیت تاریخمند و حیاتی آن هنوز به معنای واقعی کلمه، آگاه نشده بود.
به عبارت دیگر:
ژانر خودآموختگی در دو “حوزه نظری” و “تجربی” قلمروهای بدیع و شگفت انگیزی را برجسته و “برانگیخته” ساخته و پیشینهایی به قدمت تاریخ انسان دارد که از هزارهها و سدههایی بسیار دور گذر کرده تا آنچه را که بنام “تمدن، تاریخ و فرهنگ” نام گرفته راههای پایداری را که میل به مدنیت داشت و معطوف به انسان و آینده او بود، روایت کند. به اعتباری دیگر تمامیت توقعات و الزامات معاصر فرصتی شورانگیز بود که بر ما نهیب زند تا سببساز شویم تا به نوعی بیسابقه و خلاقه به مهندسی “توپوگرافی فرهنگی” آنهم نه به شکل گذشته بلکه در گذر از “بدویت” تا “مدنیت” بتوانیم به “ترجمان حافظه شفاهی انسان تاریخ” پرداخته تا فهم درست از این رویداد در اذهان مردم شکل بگیرد. همانطور که میدانیم انسان در طول تاریخ در آستانه بیقراریهایی گاه متضاد و گاه متناقض و گاه آکنده از “شکوه فرازهایی بدیع و تازه” به سربرده که همچون آئینه تمام نمای معاصر و اعصار نیاکان خویش گاه از سوگ هر روزه خودش آموخته و گاه ناآموخته به زبانی بیواسطه رخدادهای جهان پیرامون خویش را شگفتانگیز برانگیخته است.
از نگر زمانی خودآموختگان برآیند قلمرو کل “تاریخ هنر جهان” اند که قدمتی به پیشینه عمر بشر داشته که در سایه یک “اتفاق شگفت و مهرآئین بیهیچ محدودیت و ملاحظهایی پا به عرصه وجود نهاد تابه شیوه منحصر بفرد خود به رازهای گمگشتگی انسان تا مرز شکوفایی ژرفای او ره پوید”. بیتردید هیچکس تاریخ پیدایش این پدیده را نمیداند اما این را میدانیم که زمانی انسان در مواجه با دگرگونیهای هستی “ناگزیر” خویش از رهگذر خرد ناخودآگاه اش که مخزن اسرار و ناگفتههای اوست “ناگریز” بود تا بتواند به طریقی مقصدی جوید تا ازمیان کوه غیر ممکنها از محاق تکرار مکرر خود را برهاند تا به ترجمان انسان، انسان و طبیعت، طبیعت و تاریخ، به برونریزی خود بپردازد.
در واقع میتوان گفت انسان از زمانی که از غار تنهایی خویش بیرون آمد نطفههای خودانگیختگی آغاز گردید، از عصر سنگ و چوب تا دوران سفال و فلز که همنشینی بکر و نابی را مفهوم بخشید یا به تعبیر جامعتر به عظمت و ابدیت آن افزود که “مدخل ورود انسان یا نقطه عظمت او به تاریخ” شد. همانطور که اشاره شد بشریت در مسیر “تطور و تحول” جایگاه خویش به تکوین اتفاقی شگفت و “پرنیانی” بنام “هنر خودآموختگی” که پیشینهایی به قدمت سرنوشت انسان داشته میپردازد که تا اواسط قرن بیستم این هنرمندان را با عناوینی مختلف تحت نامهای ذیل معرفی میکردند:
- ( هنر بدوی ) Primitive art
- ( هنر خام ) Art brut
- ( هنر ساده دل و ساده لوح ) Naïve art
- ( خارج از سیستم هنر ) Out sider art
- ( هنر کودکانه ) … Children art
که هر کدام فرزند هزارهها و زمانههای سرنوشتساز تاریخ و تمدن و فرهنگ جامعه بشری بوده که با زخمههای خیالانگیز و نفحات سرمدی شان شورانگیزترین آثار را رقم زده که در همیشه تاریخ بر پهنهی جهان پیش روی قلمرو انسان به جولان خیال پرداخته تا به مدد جانهایی شیفته که از جنس خردی خودیافته و خودانگیختهاند، عاشقانهترینها را آئینگی کنند. آموزگاران خودآموخته همانا سادگی و دنیای رنگین پیرامونشان بوده که درنهایت بداهگی که ریشه در جوهره آنان داد رد به نمایش مفهوم دیگری از اکنون انسان به کنش بیقراریهای او واکنش نشان داده که به مکاشفه جغرافیای هزارتوی انسان پرداخته تا در کشف نیمه غایب او “فرصتی برای پروانگی” بدست آید. حق کلام اینکه “خودآموختگی” یک الگویی بنیادی است که برآیند میراث فرهنگ بشری است یا به تعبیر دیگر مظهر مجسم یادگاران رفیع در طول تاریخاند که نه تنها متعلق به یک ملت نیست بلکه میبایست بعنوان یک خاستگاه جهانی توجهایی جدی و تاریخمند از آن بعمل میآمد که بهمین دلیل و در همین راستا به قول ابوسعید ابوالخیر:
(…آمدنی بود نه آموختنی)، باید با قافله سالار آن زیست و در هوایش با آغوش باز نفس کشید و موسیقی دلنوازش رابه گوش دل شنید. ژانر خودآموختگی دردانه بیمنتهای تاریخ هنر جهان است که پس از “کشف آتش” که یکی از بزرگترین کشفیات بشر بود که نوعی رهایی گمشدگان در تاریخ را نمایندگی کرده و هر روز جلوهای نو از تواناییهای انسان را آشکار نمود “کشف خودانگیختگی” هم از دل غارها و سنگ نگارهها که دلالت مستقیم بر تمامیت هستی انسان داشت، نوع دیگری از رهایی انسان را تجسم بخشید که جلوههای دیگرگونهایی از خلاقیت و بداعت او را تابی نهایت آینده به یادگار به نمایش گذاشت.
به گمان راقم قلم هزاره سوم هزاره اعتلا و تطور ژانر خودآموختگی است که بر دو وجه “وجودی” و “محتوایی” قابل تحلیل میباشند:
- در “بعد وجودی” راویان خودآموخته بدون دخالت عناصر و عوامل بیرونی در امتداد زمان به هستی خود ادامه میدهند به این صورت که بیآنکه بزرگ شوند مدام به تکثیر فردیت و کودکیهایشان پرداخته و همچون “چراغی خود برافروز” با آثار فخیم خود به تولید معنا میپردازند.
- در بعد محتوایی همه چیز معطوف به انسان است و خالق اثر بیهیچ گونه الگویی واحد صاحب مولفههای خاص و متمایز خود بوده و مدام رهنورد مرزهای تازه به قصد کشف نهانیترین عناصر غریب در سرشت آدمیان است، به همین دلیل مستدل به گمان من این ژانر از پیشگامان دوران گذار از سنت به مدرنیته میباشد که در آثار آنان زمان معنایی ندارد و ما به ازایی هم برآن متصور نیست.
“انجمن هنرمندان خودآموخته ایران” در آستانه نوزدهمین سال تاسیس خود از بوته “آزمونی” بزرگ پیروزمندانه و سربلند برخواسته که تنها مدافع حقیقی ژانر خودآموختگی و دردانه بیمنتهای تاریخ هنر جهان میباشد که قیاسناپذیرترین راویان کهن الگوهای بشری است که به رویاهای ما فعلیت بخشیده و دلالت مستقیم بر انسان و تمامیت هستی او دارد، ضمن اینکه به هزار و یک دلیل روشن بر مسیر سرنوشت ما رد پایی تا ابد باقی گذاشته تا پرچم خرد خود خواستهشان، تا بیکرانهها، در اهتزاز، پابرجا بماند.
فرآیند شکل گیری رسمی “انجمن هنرمندان خودآموخته ایران”:
ژانر خودآموختگی تا بدان حد پیش رفته که امروزه مبحث برجسته بسیاری از محافل بزرگ آکادمی جهان قرار گرفته است که ظرفیتی نوین بر بدنه مدنی تاریخ هنر جهان میباشند که به قصد حفاظت و صیانت از این ژانر هنری به تاسیس “انجمن هنرمندان خودآموخته ایران” پرداخته شد که در 1385/11/20 تاسیس گردید که با حضور بسیاری از دوستدارانش پایهگذاری شد که انگیزه تشکیل آن واکنشی بود موجه در مواجه با ضرورتی تاریخی که میرفت تا ژانر خودآموختگی به دست فراموشی و حوادث سپرده شود. انجمن متعاقب آن اولین همایش خود را در 15 اردیبهشت 1388 در خانه هنرمندان ایران برگزار کرد و تا کنون با برگزاری هشت جشنواره و بیش از چهل نمایشگاه گروهی و انفرادی به شناسایی و معرفی مولفههای این ژانر در سراسر کشور و عرصههای بین المللی پرداخته تا تعـریف نوینـی از حضور غیرقابل انکار این گونه هنری بدست آید با تشکیل انجمن مفهوم این ژانر وارد ادبیات بین المللی هنر گردید که قرائت مستقلی از زمان، تاریخ و انسان را ارائه داده است که تا چندی پیش دغدغه اصلی میراث جهانی بود که چگونه میتوان اینچنین انرژیهایی بکر و متراکم شدهای شگفتانگیز را که تحت نام “خودآموخته یا خودانگیخته” همچون رودی بیکران معنا و مفهوم پویایی از سرچشمههای معنایی و معنوی را که از یک امر انسانی سخن میگویند را نادیده گرفت.
انجمن پس از سالها تلاش بیوقفه و خستگی ناپذیر در “تحکیم مبانی نظری” آن که به عنوان بخشی مهم از میراث مشترک بشری قلمداد میگردد با تدوین “”مانیفست ژانر خودآموختگی”” به قصد دستیابی به گزارههای نظری با رویکردهای گوناگون زیبایی شناختی، روان شناختی، جامعه شناختی و فلسفی … مینیاتوری دیگراز فرهنگ و هنر جهان را که از “اعماق تاریخ” برخواسته به تصویر درآورده است. تدارک تدوین مانیفست این ژانر به غنای زبان آن که از جنس خیال و واقعیت است کمک شایانی خواهد کرد، وجه نیکویی از مانیفست اینست که به پنج زبان رسمی جهانی، اسپانیایی، فرانسوی، آلمانی، عربی و انگلیسی ترجمه خواهد شد که با تحلیل نظری 250 نفر از “پیشگامان فرهنگ و هنر ملل جهان” در خصوص این “ژانر” که به همانندیهای یگانهای میپردازند ضمیمه میباشد که هر کدام از منظر خرد خود یافته خود به “مهندسی بلوغ نبوغ” آثار خودآموختهگان جهان پرداختهاند.
چاپ این کتاب برآیند دو دهه تعامل و مطالعات نظری و تجربه شده اینجانب میباشد که دلالت بر مفاهیمی دارد که برتابنده قلمرو ناممکنهاست تا تصویرآنچه را که به زبان میسر نیست ممکن سازد که با فراخوانی ملی و جهانی این فخر تاریخ هنر جهان را که از پیشگامان هنر جهان میباشند را تفسیر و تحلیل نماید. انجمن هنرمندان خودآموخته ایران در نهایت وفاداری و امانتداری کاروانسالار این رسالت تاریخی شد تا به مثابه یک میانجی بینا فرهنگی با یک دیپلماسی فرهنگی صرفنظر از نژاد، زبان، قومیت و ملیت ،فرهنگ و رنگ در سه حوزه جهانی، منطقهای و ملی به تحلیل ساختار و بعد زیباشناسانه این ژانر هنری بپردازد تا فرصت آفریده و جرات ببخشد. به گمان اینجانب ژانر خودآموختگی مختص به هنر نبوده و در ادبیات خاصه ” شعر ” هم جوششی است و کوششی نیست که به عنوان مثال شاعران خودآموختهایی که بی هیچ آموزگاری به خلق شعرهایی شورانگیز پرداخته که بارها دیدهایم که حیرت همگان را هم برانگیختهاند.
که بعنوان مثال:
- “شاطر عباس صبوحی قمی” 1257 تا 1315 ه.ق اهل : قم شغل: شاطری
- ” رمضانعلی کفاش خراسانی” تولد ؟ تا 1315 ه.ش اهل : مشهد شغل: کفاشـی
- ” محمد حسین زرگراصفهانی” تولد ؟ تا 1270 ه.ق اهل : اصفهان شغل: زرگری
- “حیدر یغما خشتمال نیشابوری” 1302 تا 1366 ه.ش اهل : نیشابور شغل: خشتمال
- “سعید قصاب کاشانی” قرن دوازدهم از شاعران دوره صفویه اهل : کاشان شغل: قصاب
- “عباس نعلبندیان” اهل : تهران شغل: روزنامه فروش
و بیشمار شاعرانی که در سطح ملی و جهانی هر کدام قرائت مستقلی از زمانه و تاریخ زیست قلمرو خویش داشته که خودانگیخته و خودآموخته به بازسازی “حقیقت جهان معطوف به انسان” پرداختهاند که درادامه به اتمسفر کاراکتر شاعران خودآموخته که همچون “رستخیزی ناگهان” به خلق واژه پرداختهاند بطور جامع مواضع مستدل و مستند آن را ارائه خواهم داد.
مولفهها و مشخصههای خودآموختگان جهان:
- از پیشگامان هنر بیواسطه بوده که خارج ازسیستم رسمی هنر به تولید اثر میپردازند.
- فاقد نظم سلسله مراتبیاند اما در عین حال در یک کل همگن مدام به عبور از خود و زمانهاش پرداخته است.
- طی یک فرآیند غیر سیستماتیک و برانگیخته تازهترین رهیافتهای نانوشته بشری را بر میتابند.
- آنان فاقد وابستگی به سبک و قالب خاصی میباشند و خود آفریدگار معنایند که معطوف به انسان است.
- مهد اسطورهها، افسانهها، آئینهای کهن و مهد کهکشان لایههای پنهان انسان تاریخاند.
- تحت یک بداهگی سیال و متخیل تبلور نگارکندهای پیش از تاریخند که سبقهایی فاخر به هستی انسان دارد.
- تبلور تضاد و وحدتاند که نه همچون فلسفه که به تفسیر جهان که به تغییرجهان نظر دارند.
- انتزاعیترین فرآیند تخیلاند که با پیشینهایی به در ازای حیات انسان هر بار در بافتاری جدید رخ نمودهاند.
- نگاره و نگاشتههای آنان برآیند بغض فرو خورده انسان در هزارههای گمشده تاریخ است.
- ثبت خطی از تقویم تاریخ هنر جهان به نام خود که بر بنیاد نسلهای ادوار پیشین و نشانههایش بنا شده است.
- از قراردادها و سنتهای متعارف خاصی پیروی نمیکنند و تکنیکها و سبکها را هم نمیشناسند.
- بی هیچ سرمشق و الگویی بیرون از خود از تجربه شخصی و جوهری خود مایه و الهام میگیرند.
- یک اتفاق بیبدیل در زبان تاریخ فرهنگ و هنر جهاناند که بی هیچ همانندی معبر حقیقی خلاقیتاند.
- دایره المعارف گوهر خلاقه بشریتاند که همچون شقایقها و لالههای واژگون خود شکوفا، جوانه میزنند.
- آنان مهد اسطورهها، افسانهها، آئینهای کهن بوده که هر بار در بافتاری نوین به رویاهایمان مادیت میبخشند.
- در طول تاریخ غیرقابل پیشبینی به زبان خودانگیخته مظهر تنوع و بلوغ فرصتهای شورانگیز بوده.
- آنها تنها استثنایی بر قاعده تاریخ فرهنگ و هنراند که بی هیچ واسطهای به آینده انسان نظر دارند.
- تنها پیشگامان تاریخ شفاهی ملل جهانند که بینیاز از آرایههای مرسوم، به رویاها مادیت بخشیدهاند.
- با پیروی از ندای درونی و فطری خودیافتهشان به عرصه ظهور دنیای خیالی خود روی آوردهاند.
- …
بایست علاوه کنم که خودانگیختهگان بی هیچگونه فعل آگاهانه و شناختی ارادی به جز “تعالی بنیانهای هستی بخش و تغییر تبار انسان”، چراغ در ره طوفان نهاده تا برحسب وظیفه به حفظ و صیانت از جایگاه و
خواستگاههای بشری بپردازند. انجمن تا کنون به مثابه موزهای سیار و سیال علاوه بر شناسایی و معرفی هنرمندان خودآموخته که بیتکلف و تصنع کاشفان مرزهای میان (رویا و واقعیت) اند که در راستای حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی ملل جهان مکاشفات خود را بر کلونیهای محیطی آنهم از جنس فراگسترآن تثبیت و آن را به نمایش گذاشته است که،
به عنوان مثال میتوان درسطح ملی از:
- موزه “باغ سنگی” مانا یاد درویش خان اسفندیارپور در استان کرمان “باغ سنگی هنر محیطی شرق ایران”
- موزه “کنیز عباس پناه” درجزیره هرمز استان هرمزگان “نقاش خودآموخته در جنوب ایران”
- موزه “شاخانم مرادی” در شهر کرمانشاه استان کرمانشاه “نقاش و مجسمه ساز در غرب ایران”
- موزه “مکرمه قنبری” در دریکنده بابل استان مازندران “نقاش خودآموخته در شمال ایران”
- و “موزه دائمی” انجمن هنرمندان خودآموخته ایران” که در استان تهران در حال تکوین و تشکیل میباشد.
و به منزله نقطه کانونی تمامی رهنوردان این ژانر میباشد که برجستهترین آثار خودآموختگان ایران و جهان را که هر کدام قافلهسالار فاخر خلاقیت و بداعتاند را روایت میکنند و از طرف دیگر در صمیمیترین طریق همدلی به تکثیر آئینهها خواهند پرداخت که فرصتی است برای پروانگی کردن همه آنانی که هم آنگونه که خلق میکنند نمیاندیشند و آنگونه که میاندیشند خلق نمیکنند.
بر همگان مسجل است که ایران با انبوه یادمانهای جهانی ارزشمند خود که با شکوهترین دورههای تاریخ فرهنگ و هنر جهان را پشت سر گذاشته با “انبوه آئینها” و “تنوع قومی و ملی” که در گسترههایی بدیع و بیبدیل خود کانون تعامل بسیاری از ظرفیتهای تجربه شده و نامکشوف بوده که هر بار یک چاشنی به “ذائقه” جهانیان افزوده است و انجمن با چنین پشتوانهای ارجمند به نوعی بر اساس “منشور سهگانه” که آن را نقشه راه خود میداند “پروانگی” کرده.
که بدینقرار پایهریزی گردیده است:
- کشف گوهر خلاقیت انسانها
- معرفی این گوهر خلاقه به مردم جهان
- حفاظت و صیانت از این گوهر خلاقه برای آیندگان
ژانر خودآموختگی یا به تعبیر دیگر خودانگیخته محمل تخیل است و اتفاقی فرخنده در زبان تاریخ هنر جهان که هر بار چنان ققنوس از زیر خاکستر جوشان خویش برخاسته و قلمروهای ناشناخته انسان را برانگیخته تا در
جولان مجسم خیال خودیافتهاش شوکت شکوهمند انسان در عالیترین پیوستگی نوع بشر بر پا گردد. آنان هنرشان را نزد خودآموختهاند آنگونه که زندگی را که نموداری مستند از درک، آرزو و تصویری روشن از هزارتوهای ناشناخته انسان تاریخ میباشند که در طول قرنها، هزارههایی بیشمار ناگفته و ناشناخته مانده که اینک در سپهر فرآیندی دیگرگونه با ما سخن میگویند، که بیتردید بر این باوریم که با پیشینهایی به قدمت چهل هزاران ساله خود بزودی این ژانر “جهانی” خواهد شد چون بر این باوریم که “جهانی شدن تقدیر تاریخی” اوست.
از آنجا که تاریخ ما شفاهی است و آنچنان شواهدی مکتوب و قابل استناد از تجربه زیستی مشترک تبار انسان به طور متقن در دسترس نبوده و بمثابه صندوقچه در بستهای بیکلید میباشد، برای ورود به این حوزه بر آن شدیم تا از این طریق به دریافت دقیقی از خط و حظ مشترک ژانر خودآموختگی پرداخته شود که به تعریف مفهوم تازهای از ظرفیتهای نوین آن پرداخته تا بر اساس درک مادی ضرورت تاریخی به ترجمان انگارههایی بپردازیم که دلالتپذیر و در هم تنیده در جوهره همه انسانها تبلور یافتهاند.
“انجمن هنرمندان خودآموخته ایران” هنوز در ابتدای راه است که به رسم امانت چراغی روشن کرده است تا به منزلگاه رویایی تازه نقبی به “تاریک روشنان خیال ناب بشری” زده باشد تا به بررسی پتانسیلها و ظرفیتهای بالقوه فرهنگهای تثبیت شده زبان زمانه معاصر بپردازد تا موجبات رونق و غنای این گونه خودآموختگی را برتابد چون بر این باور است که هنرمندان خودآموخته تنها رهنوردان بیتکلف و بیهمتای مولفههای خلاقه جهاناند که هر کدام صورتبندی نوینی از بازه تاریخی ادوار مختلف تاریخ انسان را ارایه داده تا از رهگذر جهانی شدن “رنگین کمانی از بایستههای نو شدن” را بر پا نماید.
آنان ترجمان راستین خاستگاه سرنوشت و سرگذشت بشریتاند که با انبوه یادمانهای جهانی ارزشمند خود که باشکوهترین ادوار مختلف تاریخ را پشت سر گذاشته، آمده و آمادهاند تا رنگینکمانی از بایستههای نو
شدن را بر پا نمایند تا بدانجا که امید جوانه زند و انسان از نوشکوفه دهد. هر چند هیچ آغازی نقطه کمال نیست اما مهم اکنون ماست که با شماییم همنوای افقهای دور.
علی عزتی
“بنیانگذار انجمن هنرمندان خودآموخته ایران”
1401/03/27
علی عزتی
معمار، رئیس و بنیانگذار انجمن هنرمندان خودآموخته ایران

انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
انجمن هنرمندان خودآموخته تشکیل شد تا جرات بیافریند، فرصت بسازد، و موقعیتهای برابر ایجاد کند.
انجمن توفیق یافت تا ژانر خودآموختگی را تبدیل به یک برند ملی کند و در گام بعدی آن را با تقویت مبانی نظری، علمی و پژوهشی به یک جریان بین المللی و بستری از تعامل هنر خودآموختهی ایران با هنرمندان جهان ارتقا خواهیم داد.
نگار من که مکتب نرفت و خط ننوشت به غمزه مساله آموز صد مدرس شد
بدلالتی سرمدی تنها بدان سبب که انسان در تندباد حوادث در مسیر تاریخ حیات خود چگونه توانست و دانست که باید “تغییر به سمت تحول” سرلوحه کار خلاقهاش باشد، خاصه اینکه هنوز “زبانی برای گویش” و “خطی برای نوشتن” نداشت تا بداند و بتواند ترجمان مفهوم تازهای از “بی تابیها و بی قراریهای” خود و زمانهاش باشد، موضوعی است که به قصد پاسخگویی به چنین پرسشهای بنیادین تنها از رهگذر شناخت هنرمندانی است که در طول تاریخ “تمدن ساز” بودهاند که “هنرمندان خودآموخته” نامیده میشوند و جهان هنر تا آستانه ورود به قرن بیست و یکم به موجودیت تاریخمند و حیاتی آن هنوز به معنای واقعی کلمه، آگاه نشده بود.
به عبارت دیگر ژانر خودآموختگی در دو “حوزه نظری” و “تجربی” قلمروهای بدیع و شگفت انگیزی را برجسته و “برانگیخته” ساخته و پیشینهایی به قدمت تاریخ انسان دارد که از هزارهها و سدههایی بسیار دور گذر کرده تا آنچه را که بنام “تمدن، تاریخ و فرهنگ” نام گرفته راههای پایداری را که میل به مدنیت داشت و معطوف به انسان و آینده او بود، روایت کند. به اعتباری دیگر تمامیت توقعات و الزامات معاصر فرصتی شورانگیز بود که بر ما نهیب زند تا سببساز شویم تا به نوعی بیسابقه و خلاقه به مهندسی “توپوگرافی فرهنگی” آنهم نه به شکل گذشته بلکه در گذر از “بدویت” تا “مدنیت” بتوانیم به “ترجمان حافظه شفاهی انسان تاریخ” پرداخته تا فهم درست از این رویداد در اذهان مردم شکل بگیرد. همانطور که میدانیم انسان در طول تاریخ در آستانه بیقراریهایی گاه متضاد و گاه متناقض و گاه آکنده از “شکوه فرازهایی بدیع و تازه” به سربرده که همچون آئینه تمام نمای معاصر و اعصار نیاکان خویش گاه از سوگ هر روزه خودش آموخته و گاه ناآموخته به زبانی بیواسطه رخدادهای جهان پیرامون خویش را شگفتانگیز برانگیخته است.
از نگر زمانی خودآموختگان برآیند قلمرو کل “تاریخ هنر جهان” اند که قدمتی به پیشینه عمر بشر داشته که در سایه یک “اتفاق شگفت و مهرآئین بیهیچ محدودیت و ملاحظهایی پا به عرصه وجود نهاد تابه شیوه منحصر بفرد خود به رازهای گمگشتگی انسان تا مرز شکوفایی ژرفای او ره پوید”. بیتردید هیچکس تاریخ پیدایش این پدیده را نمیداند اما این را میدانیم که زمانی انسان در مواجه با دگرگونیهای هستی “ناگزیر” خویش از رهگذر خرد ناخودآگاه اش که مخزن اسرار و ناگفتههای اوست “ناگریز” بود تا بتواند به طریقی مقصدی جوید تا ازمیان کوه غیر ممکنها از محاق تکرار مکرر خود را برهاند تا به ترجمان انسان، انسان و طبیعت، طبیعت و تاریخ، به برونریزی خود بپردازد.
در واقع میتوان گفت انسان از زمانی که از غار تنهایی خویش بیرون آمد نطفههای خودانگیختگی آغاز گردید، از عصر سنگ و چوب تا دوران سفال و فلز که همنشینی بکر و نابی را مفهوم بخشید یا به تعبیر جامعتر به عظمت و ابدیت آن افزود که “مدخل ورود انسان یا نقطه عظمت او به تاریخ” شد. همانطور که اشاره شد بشریت در مسیر “تطور و تحول” جایگاه خویش به تکوین اتفاقی شگفت و “پرنیانی” بنام “هنر خودآموختگی” که پیشینهایی به قدمت سرنوشت انسان داشته میپردازد که تا اواسط قرن بیستم این هنرمندان را با عناوینی مختلف تحت نامهای ذیل معرفی میکردند:
- ( هنر بدوی ) Primitive art
- ( هنر خام ) Art brut
- ( هنر ساده دل و ساده لوح ) Naïve art
- ( خارج از سیستم هنر ) Out sider art
- ( هنر کودکانه ) … Children art
که هر کدام فرزند هزارهها و زمانههای سرنوشتساز تاریخ و تمدن و فرهنگ جامعه بشری بوده که با زخمههای خیالانگیز و نفحات سرمدی شان شورانگیزترین آثار را رقم زده که در همیشه تاریخ بر پهنهی جهان پیش روی قلمرو انسان به جولان خیال پرداخته تا به مدد جانهایی شیفته که از جنس خردی خودیافته و خودانگیختهاند، عاشقانهترینها را آئینگی کنند. آموزگاران خودآموخته همانا سادگی و دنیای رنگین پیرامونشان بوده که درنهایت بداهگی که ریشه در جوهره آنان داد رد به نمایش مفهوم دیگری از اکنون انسان به کنش بیقراریهای او واکنش نشان داده که به مکاشفه جغرافیای هزارتوی انسان پرداخته تا در کشف نیمه غایب او “فرصتی برای پروانگی” بدست آید. حق کلام اینکه “خودآموختگی” یک الگویی بنیادی است که برآیند میراث فرهنگ بشری است یا به تعبیر دیگر مظهر مجسم یادگاران رفیع در طول تاریخاند که نه تنها متعلق به یک ملت نیست بلکه میبایست بعنوان یک خاستگاه جهانی توجهایی جدی و تاریخمند از آن بعمل میآمد که بهمین دلیل و در همین راستا به قول ابوسعید ابوالخیر:
(…آمدنی بود نه آموختنی)، باید با قافله سالار آن زیست و در هوایش با آغوش باز نفس کشید و موسیقی دلنوازش رابه گوش دل شنید. ژانر خودآموختگی دردانه بیمنتهای تاریخ هنر جهان است که پس از “کشف آتش” که یکی از بزرگترین کشفیات بشر بود که نوعی رهایی گمشدگان در تاریخ را نمایندگی کرده و هر روز جلوهای نو از تواناییهای انسان را آشکار نمود “کشف خودانگیختگی” هم از دل غارها و سنگ نگارهها که دلالت مستقیم بر تمامیت هستی انسان داشت، نوع دیگری از رهایی انسان را تجسم بخشید که جلوههای دیگرگونهایی از خلاقیت و بداعت او را تابی نهایت آینده به یادگار به نمایش گذاشت.
به گمان راقم قلم هزاره سوم هزاره اعتلا و تطور ژانر خودآموختگی است که بر دو وجه “وجودی” و “محتوایی” قابل تحلیل میباشند:
- در “بعد وجودی” راویان خودآموخته بدون دخالت عناصر و عوامل بیرونی در امتداد زمان به هستی خود ادامه میدهند به این صورت که بیآنکه بزرگ شوند مدام به تکثیر فردیت و کودکیهایشان پرداخته و همچون “چراغی خود برافروز” با آثار فخیم خود به تولید معنا میپردازند.
- در بعد محتوایی همه چیز معطوف به انسان است و خالق اثر بیهیچ گونه الگویی واحد صاحب مولفههای خاص و متمایز خود بوده و مدام رهنورد مرزهای تازه به قصد کشف نهانیترین عناصر غریب در سرشت آدمیان است، به همین دلیل مستدل به گمان من این ژانر از پیشگامان دوران گذار از سنت به مدرنیته میباشد که در آثار آنان زمان معنایی ندارد و ما به ازایی هم برآن متصور نیست.
“انجمن هنرمندان خودآموخته ایران” در آستانه نوزدهمین سال تاسیس خود از بوته “آزمونی” بزرگ پیروزمندانه و سربلند برخواسته که تنها مدافع حقیقی ژانر خودآموختگی و دردانه بیمنتهای تاریخ هنر جهان میباشد که قیاسناپذیرترین راویان کهن الگوهای بشری است که به رویاهای ما فعلیت بخشیده و دلالت مستقیم بر انسان و تمامیت هستی او دارد، ضمن اینکه به هزار و یک دلیل روشن بر مسیر سرنوشت ما رد پایی تا ابد باقی گذاشته تا پرچم خرد خود خواستهشان، تا بیکرانهها، در اهتزاز، پابرجا بماند.
فرآیند شکل گیری رسمی “انجمن هنرمندان خودآموخته ایران”:
ژانر خودآموختگی تا بدان حد پیش رفته که امروزه مبحث برجسته بسیاری از محافل بزرگ آکادمی جهان قرار گرفته است که ظرفیتی نوین بر بدنه مدنی تاریخ هنر جهان میباشند که به قصد حفاظت و صیانت از این ژانر هنری به تاسیس “انجمن هنرمندان خودآموخته ایران” پرداخته شد که در 1385/11/20 تاسیس گردید که با حضور بسیاری از دوستدارانش پایهگذاری شد که انگیزه تشکیل آن واکنشی بود موجه در مواجه با ضرورتی تاریخی که میرفت تا ژانر خودآموختگی به دست فراموشی و حوادث سپرده شود. انجمن متعاقب آن اولین همایش خود را در 15 اردیبهشت 1388 در خانه هنرمندان ایران برگزار کرد و تا کنون با برگزاری هشت جشنواره و بیش از چهل نمایشگاه گروهی و انفرادی به شناسایی و معرفی مولفههای این ژانر در سراسر کشور و عرصههای بین المللی پرداخته تا تعـریف نوینـی از حضور غیرقابل انکار این گونه هنری بدست آید با تشکیل انجمن مفهوم این ژانر وارد ادبیات بین المللی هنر گردید که قرائت مستقلی از زمان، تاریخ و انسان را ارائه داده است که تا چندی پیش دغدغه اصلی میراث جهانی بود که چگونه میتوان اینچنین انرژیهایی بکر و متراکم شدهای شگفتانگیز را که تحت نام “خودآموخته یا خودانگیخته” همچون رودی بیکران معنا و مفهوم پویایی از سرچشمههای معنایی و معنوی را که از یک امر انسانی سخن میگویند را نادیده گرفت.
انجمن پس از سالها تلاش بیوقفه و خستگی ناپذیر در “تحکیم مبانی نظری” آن که به عنوان بخشی مهم از میراث مشترک بشری قلمداد میگردد با تدوین “”مانیفست ژانر خودآموختگی”” به قصد دستیابی به گزارههای نظری با رویکردهای گوناگون زیبایی شناختی، روان شناختی، جامعه شناختی و فلسفی … مینیاتوری دیگراز فرهنگ و هنر جهان را که از “اعماق تاریخ” برخواسته به تصویر درآورده است. تدارک تدوین مانیفست این ژانر به غنای زبان آن که از جنس خیال و واقعیت است کمک شایانی خواهد کرد، وجه نیکویی از مانیفست اینست که به پنج زبان رسمی جهانی، اسپانیایی، فرانسوی، آلمانی، عربی و انگلیسی ترجمه خواهد شد که با تحلیل نظری 250 نفر از “پیشگامان فرهنگ و هنر ملل جهان” در خصوص این “ژانر” که به همانندیهای یگانهای میپردازند ضمیمه میباشد که هر کدام از منظر خرد خود یافته خود به “مهندسی بلوغ نبوغ” آثار خودآموختهگان جهان پرداختهاند.
چاپ این کتاب برآیند دو دهه تعامل و مطالعات نظری و تجربه شده اینجانب میباشد که دلالت بر مفاهیمی دارد که برتابنده قلمرو ناممکنهاست تا تصویرآنچه را که به زبان میسر نیست ممکن سازد که با فراخوانی ملی و جهانی این فخر تاریخ هنر جهان را که از پیشگامان هنر جهان میباشند را تفسیر و تحلیل نماید. انجمن هنرمندان خودآموخته ایران در نهایت وفاداری و امانتداری کاروانسالار این رسالت تاریخی شد تا به مثابه یک میانجی بینا فرهنگی با یک دیپلماسی فرهنگی صرفنظر از نژاد، زبان، قومیت و ملیت ،فرهنگ و رنگ در سه حوزه جهانی، منطقهای و ملی به تحلیل ساختار و بعد زیباشناسانه این ژانر هنری بپردازد تا فرصت آفریده و جرات ببخشد. به گمان اینجانب ژانر خودآموختگی مختص به هنر نبوده و در ادبیات خاصه ” شعر ” هم جوششی است و کوششی نیست که به عنوان مثال شاعران خودآموختهایی که بی هیچ آموزگاری به خلق شعرهایی شورانگیز پرداخته که بارها دیدهایم که حیرت همگان را هم برانگیختهاند.
که بعنوان مثال:
- “شاطر عباس صبوحی قمی” 1257 تا 1315 ه.ق اهل : قم شغل: شاطری
- ” رمضانعلی کفاش خراسانی” تولد ؟ تا 1315 ه.ش اهل : مشهد شغل: کفاشـی
- ” محمد حسین زرگراصفهانی” تولد ؟ تا 1270 ه.ق اهل : اصفهان شغل: زرگری
- “حیدر یغما خشتمال نیشابوری” 1302 تا 1366 ه.ش اهل : نیشابور شغل: خشتمال
- “سعید قصاب کاشانی” قرن دوازدهم از شاعران دوره صفویه اهل : کاشان شغل: قصاب
- “عباس نعلبندیان” اهل : تهران شغل: روزنامه فروش
و بیشمار شاعرانی که در سطح ملی و جهانی هر کدام قرائت مستقلی از زمانه و تاریخ زیست قلمرو خویش داشته که خودانگیخته و خودآموخته به بازسازی “حقیقت جهان معطوف به انسان” پرداختهاند که درادامه به اتمسفر کاراکتر شاعران خودآموخته که همچون “رستخیزی ناگهان” به خلق واژه پرداختهاند بطور جامع مواضع مستدل و مستند آن را ارائه خواهم داد.
مولفهها و مشخصههای خودآموختگان جهان:
- از پیشگامان هنر بیواسطه بوده که خارج ازسیستم رسمی هنر به تولید اثر میپردازند.
- فاقد نظم سلسله مراتبیاند اما در عین حال در یک کل همگن مدام به عبور از خود و زمانهاش پرداخته است.
- طی یک فرآیند غیر سیستماتیک و برانگیخته تازهترین رهیافتهای نانوشته بشری را بر میتابند.
- آنان فاقد وابستگی به سبک و قالب خاصی میباشند و خود آفریدگار معنایند که معطوف به انسان است.
- مهد اسطورهها، افسانهها، آئینهای کهن و مهد کهکشان لایههای پنهان انسان تاریخاند.
- تحت یک بداهگی سیال و متخیل تبلور نگارکندهای پیش از تاریخند که سبقهایی فاخر به هستی انسان دارد.
- تبلور تضاد و وحدتاند که نه همچون فلسفه که به تفسیر جهان که به تغییرجهان نظر دارند.
- انتزاعیترین فرآیند تخیلاند که با پیشینهایی به در ازای حیات انسان هر بار در بافتاری جدید رخ نمودهاند.
- نگاره و نگاشتههای آنان برآیند بغض فرو خورده انسان در هزارههای گمشده تاریخ است.
- ثبت خطی از تقویم تاریخ هنر جهان به نام خود که بر بنیاد نسلهای ادوار پیشین و نشانههایش بنا شده است.
- از قراردادها و سنتهای متعارف خاصی پیروی نمیکنند و تکنیکها و سبکها را هم نمیشناسند.
- بی هیچ سرمشق و الگویی بیرون از خود از تجربه شخصی و جوهری خود مایه و الهام میگیرند.
- یک اتفاق بیبدیل در زبان تاریخ فرهنگ و هنر جهاناند که بی هیچ همانندی معبر حقیقی خلاقیتاند.
- دایره المعارف گوهر خلاقه بشریتاند که همچون شقایقها و لالههای واژگون خود شکوفا، جوانه میزنند.
- آنان مهد اسطورهها، افسانهها، آئینهای کهن بوده که هر بار در بافتاری نوین به رویاهایمان مادیت میبخشند.
- در طول تاریخ غیرقابل پیشبینی به زبان خودانگیخته مظهر تنوع و بلوغ فرصتهای شورانگیز بوده.
- آنها تنها استثنایی بر قاعده تاریخ فرهنگ و هنراند که بی هیچ واسطهای به آینده انسان نظر دارند.
- تنها پیشگامان تاریخ شفاهی ملل جهانند که بینیاز از آرایههای مرسوم، به رویاها مادیت بخشیدهاند.
- با پیروی از ندای درونی و فطری خودیافتهشان به عرصه ظهور دنیای خیالی خود روی آوردهاند.
- …
بایست علاوه کنم که خودانگیختهگان بی هیچگونه فعل آگاهانه و شناختی ارادی به جز “تعالی بنیانهای هستی بخش و تغییر تبار انسان”، چراغ در ره طوفان نهاده تا برحسب وظیفه به حفظ و صیانت از جایگاه و
خواستگاههای بشری بپردازند. انجمن تا کنون به مثابه موزهای سیار و سیال علاوه بر شناسایی و معرفی هنرمندان خودآموخته که بیتکلف و تصنع کاشفان مرزهای میان (رویا و واقعیت) اند که در راستای حفاظت از میراث طبیعی و فرهنگی ملل جهان مکاشفات خود را بر کلونیهای محیطی آنهم از جنس فراگسترآن تثبیت و آن را به نمایش گذاشته است که،
به عنوان مثال میتوان درسطح ملی از:
- موزه “باغ سنگی” مانا یاد درویش خان اسفندیارپور در استان کرمان “باغ سنگی هنر محیطی شرق ایران”
- موزه “کنیز عباس پناه” درجزیره هرمز استان هرمزگان “نقاش خودآموخته در جنوب ایران”
- موزه “شاخانم مرادی” در شهر کرمانشاه استان کرمانشاه “نقاش و مجسمه ساز در غرب ایران”
- موزه “مکرمه قنبری” در دریکنده بابل استان مازندران “نقاش خودآموخته در شمال ایران”
- و “موزه دائمی” انجمن هنرمندان خودآموخته ایران” که در استان تهران در حال تکوین و تشکیل میباشد.
و به منزله نقطه کانونی تمامی رهنوردان این ژانر میباشد که برجستهترین آثار خودآموختگان ایران و جهان را که هر کدام قافلهسالار فاخر خلاقیت و بداعتاند را روایت میکنند و از طرف دیگر در صمیمیترین طریق همدلی به تکثیر آئینهها خواهند پرداخت که فرصتی است برای پروانگی کردن همه آنانی که هم آنگونه که خلق میکنند نمیاندیشند و آنگونه که میاندیشند خلق نمیکنند.
بر همگان مسجل است که ایران با انبوه یادمانهای جهانی ارزشمند خود که با شکوهترین دورههای تاریخ فرهنگ و هنر جهان را پشت سر گذاشته با “انبوه آئینها” و “تنوع قومی و ملی” که در گسترههایی بدیع و بیبدیل خود کانون تعامل بسیاری از ظرفیتهای تجربه شده و نامکشوف بوده که هر بار یک چاشنی به “ذائقه” جهانیان افزوده است و انجمن با چنین پشتوانهای ارجمند به نوعی بر اساس “منشور سهگانه” که آن را نقشه راه خود میداند “پروانگی” کرده.
که بدینقرار پایهریزی گردیده است:
- کشف گوهر خلاقیت انسانها
- معرفی این گوهر خلاقه به مردم جهان
- حفاظت و صیانت از این گوهر خلاقه برای آیندگان
ژانر خودآموختگی یا به تعبیر دیگر خودانگیخته محمل تخیل است و اتفاقی فرخنده در زبان تاریخ هنر جهان که هر بار چنان ققنوس از زیر خاکستر جوشان خویش برخاسته و قلمروهای ناشناخته انسان را برانگیخته تا در
جولان مجسم خیال خودیافتهاش شوکت شکوهمند انسان در عالیترین پیوستگی نوع بشر بر پا گردد. آنان هنرشان را نزد خودآموختهاند آنگونه که زندگی را که نموداری مستند از درک، آرزو و تصویری روشن از هزارتوهای ناشناخته انسان تاریخ میباشند که در طول قرنها، هزارههایی بیشمار ناگفته و ناشناخته مانده که اینک در سپهر فرآیندی دیگرگونه با ما سخن میگویند، که بیتردید بر این باوریم که با پیشینهایی به قدمت چهل هزاران ساله خود بزودی این ژانر “جهانی” خواهد شد چون بر این باوریم که “جهانی شدن تقدیر تاریخی” اوست.
از آنجا که تاریخ ما شفاهی است و آنچنان شواهدی مکتوب و قابل استناد از تجربه زیستی مشترک تبار انسان به طور متقن در دسترس نبوده و بمثابه صندوقچه در بستهای بیکلید میباشد، برای ورود به این حوزه بر آن شدیم تا از این طریق به دریافت دقیقی از خط و حظ مشترک ژانر خودآموختگی پرداخته شود که به تعریف مفهوم تازهای از ظرفیتهای نوین آن پرداخته تا بر اساس درک مادی ضرورت تاریخی به ترجمان انگارههایی بپردازیم که دلالتپذیر و در هم تنیده در جوهره همه انسانها تبلور یافتهاند.
“انجمن هنرمندان خودآموخته ایران” هنوز در ابتدای راه است که به رسم امانت چراغی روشن کرده است تا به منزلگاه رویایی تازه نقبی به “تاریک روشنان خیال ناب بشری” زده باشد تا به بررسی پتانسیلها و ظرفیتهای بالقوه فرهنگهای تثبیت شده زبان زمانه معاصر بپردازد تا موجبات رونق و غنای این گونه خودآموختگی را برتابد چون بر این باور است که هنرمندان خودآموخته تنها رهنوردان بیتکلف و بیهمتای مولفههای خلاقه جهاناند که هر کدام صورتبندی نوینی از بازه تاریخی ادوار مختلف تاریخ انسان را ارایه داده تا از رهگذر جهانی شدن “رنگین کمانی از بایستههای نو شدن” را بر پا نماید.
آنان ترجمان راستین خاستگاه سرنوشت و سرگذشت بشریتاند که با انبوه یادمانهای جهانی ارزشمند خود که باشکوهترین ادوار مختلف تاریخ را پشت سر گذاشته، آمده و آمادهاند تا رنگینکمانی از بایستههای نو
شدن را بر پا نمایند تا بدانجا که امید جوانه زند و انسان از نوشکوفه دهد. هر چند هیچ آغازی نقطه کمال نیست اما مهم اکنون ماست که با شماییم همنوای افقهای دور.
علی عزتی
“بنیانگذار انجمن هنرمندان خودآموخته ایران”
1401/03/27

علی عزتی
معمار، رئیس و بنیانگذار انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
ستارهای بدرخشید و ماه مجلس شد
دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد
بدلالتی سرمدی ایران فرهنگی همواره بر اساس درک مادی تاریخ نه بر اساس احکام جزمی بعنوان یکی دیگر از گهوارههای تمدن بشری ردی مستند و مستدل در بلندای تاریخ داشته است که صرف نظر از نژاد، زبان، قومیت و ملیت، فرهنگ و رنگ، عقیده و سیاست، نماد وحدت همه طبقات اجتماعی و نموداری برگزیده میان ملل جهان بوده است، خاصه اینکه کانون تعامل آئینها و تنوع قومی و ملی بوده که با جنبشی معنوی و معنایی به تکثیر و تولید فرهنگ پرداخته است، حتی به نهانیترین پرسشهای درونی انسان سرمدی پاسخی مهرانه و تاریخمند داده است.
بی تردید میراث فرهنگی ناملموس میراث تبار انسان سرمدی است که در بطن و متن جامعه مدنی در همیشه حافظه تاریخ به عنوان پیوستار فرهنگ جهانی به ثبت و ضبط رسیده و بدان اعتباری جاودانه بخشیده است.
بدینوسیله انجمن هنرمندان خودآموخته ایران با چنین پشتوانههای ارزشمند مهین میهن ایران زمین، با سه دهه فعالیت های بی بدیل و تکرار ناپذیر خود، با برگزاری نه جشنواره ملی و بیش از چهل نمایشگاه گروهی و انفراری در ایران از طرف معاونت علمی و دانش بنیان ریاست جمهوری دارای گواهی شرکت (صنایع خلاق) بعنوان قطب موثق خلاقیت و نبوغ نائل گردیده که شکل مادی شده معطوف به معناست و دلالت مستقیم به انسان و تمامیت هستی او دارد.
انجمن همسو با چنین افتخاری به تالیف مانیفست جنبش ژانر خودآموختگی پرداخته که متعاقب برگزاری جشنواره و کنفرانس خبری مشترک اینجانب بنیانگذار انجمن هنرمندان خودآموخته ایران و دکتر آسترکیش لاروش مدیر و نماینده دفتر منطقه ای یونسکو در تهران که در کاخ سعدآباد به مورد اجرا گذاشته شده بود بشارت ثبت در یونسکو اعلام گردید که امروز با تلاش بیدریغ سه دهه فعالیت های انجمن در قامت ساحتی دیگر تجسم می یابد و مبدع جنبش ژانر خودآموختگی که توسط راقم قلم به شکل مادی شده تخیل انسان تبدیل به معنا شده است در فهرست تقویم یونسکو بعنوان یکی دیگر از خاستگاه میراث فرهنگی ناملموس ثبت و به مورد اجرا گذاشته شده است.
بدینوسیله انجمن هنرمندان خودآموخته ایران شکوه پرشوکت چنین اعتباری جهانی را که ترجمان بخشی بزرگ از آرزوها و آرمانهای بشری است که مبتنی بر چشمههای خلاقه نبوغ و بلوغ نهفته در سر سویدای آدمی میباشد را به تمام میراث بانان و فرهنگ یاران جهان تبریک و تهنیت عرض مینماید.
به هزاران دلیل روشن:
سیاره ما دیگر نیازی به انسانهای موفق، مخترع و تکنولوژی نوین ندارد، سیاره ما عمیقا نیاز به انسانهای مصلح، ناجی، درمانگر، قصهگو، شاعر و هنرمند نیاز دارد.
گفتند: که آینده تاریک است!گفت: شاید!
اما وظیفه ما روشن است.
هر چند هیچ آغازی نقطه کمال نیست اما مهم اکنون ماست که با شمائیم، همنورد و همنوای افقهای دور در دایره واژگانی نامحدود، از جنس همان تار و پودی است که رویاها از آن جان میگیرند.
علی عزتی بنیانگذار
انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
۱۴۰۴/۰۸/۰۷
درود بر روندگان حقیقت و فرزانگان فرهمند
و درود و سرود مهر تقدیم حضور عالیجنابان و مهربانوان انجمن هنرمندان خودآموخته ایران، و بنام ایران سرفراز درون پرور برون آرای و فرزندان بیبدیل و بی تکرار تاریخ و رهنوردان هزاره سوم، همانطور که مستحضر میباشید در سالهای چه بسیار دور به رغم همه نشیب و فرازهایی که با کمک هم طی طریق کردیم دانه ای کاشتیم بنام:
انجمن هنرمندان خودآموخته ایران که امروز به نهالی ارجمند تبدیل شده و بزودی تبدیل به جنگلی انبوه خواهد شد.
بدینگونه بود که انجمن آغاز شد…
تا برای همه آنانی که در سیمرغ نامیرای خویش در قلههای ناممکن آرزو ساختند و سالها پرورده رویاهای خیال انگیز بودند به دیرینگی هزارههای رفته از یادشان پایان دهد تا اینکه در صمیم جان معنا شوند، به این دلیل که استثنایی بر قاعده تاریخ هنر جهان است و از پیشگامان تاریخ شفاهی ملل جهان که از رهگذر انتزاع با سنتزی خودانگیخته که دلالت مستقیم به گوهر خلاقه انسان دارد و اراده معطوف به معنا پنجره ای رو به روشنان فردا بگشاید تا انسان جوانه زند و دوباره از نو شکوفه دهد.
به دلالتی سرمدی جهان آینده از آن کسانی است که به تولید فرهنگ می پردازند که مسیر آینده را بر میتابد و آن را هموار میسازد، که نماد شکوه گذشته و آینده است که در سپهر مشعل فروزانش میتوان به کشف معناهای تازه راه یافت و:
عالمی دیگر بباید ساخت و زنو آدمی.
– از سالهای چه بسیار دور جهانی شدن جنبش خودآموختکی را بشارت داده بودیم که در بدو امر از طرف معاونت علمی و دانش بنیان ریاست جمهوری دارای گواهی شرکت (صنایع خلاق) به ثبت مالکیت معنوی نائل گردید.
و امروز انجمن هنرمندان خودآموخته ایران با رهروانش که تجلیگاه خلاقیت و نبوغ است به جایگاهی قابل احترام بدون هیچگونه هژمونی بر ژانرهای هنری دیگر با تکیه بر جایگاه معنوی و معنایی و پرنسیب ذاتی خویش فاتح کرانه های خیال شده و به مرحلهایی از کرامات و کمالات رسیده که در فهرست تقویم یونسکو بعنوان یکی دیگر از میراث فرهنگی ناملموس در ایران در کنار:
- آئین باستانی نوروز
- یلدا
- جشن مهرگان
- چوگان
- جشن سده
- آئین نقالی
- آئین ورزشهای باستانی
و بسیاری دیگر… در فهرست میراث معنوی جهانی قرار میگیرد که به عنوان نموداری والا و منتخب همگان را به سرچشمههای حقیقت ممکن رهنمون میسازد.
بدینوسیله امروز در ساحت هیبت و هیات چنین افتخاری که فخر و مباهات ایران فرهنگی میباشد به شدن به آغاز دوباره ای دیگر که مطلع طلوعی دیگر است، به آینه داری جلوههای ماندگار چنین شوکتی پر شکوه خواهیم پرداخت که اتفاقی نوین در همگرایی با دیگر ملل جهان است حتی فرصتی طلایی است برای بازآفرینی ارزشهای مشترک رهروانی که سرنوشت انسان سرمدی را تا به چشمه خورشید بی شفق نمینهند.
ارادتمند علی عزتی
۱۴۰۴/۰۹/۰۷
مسئولان انجمن
معرفی اعضای اصلی انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
همان غمزه است که اشارتی از جانب عالم غیب و خداوند است و شامل هنرمندان خودآموخته شده است. فطرت زلال و احساس ضرورت ارتباط با همنوع، موجب شکل گیری یک هنر ناب و اصیل شده و اگر این آموزش، وصل به آن اشارت و آن عالم ازلی باشد، هنرمندی که از این سرچشمه و آبشخور تغذیه می کند، زلالترین و صادقترین بیانها را خواهد داشت.
پرنیان عزتی
پردیس عزتی
زهرا پریزاد
فاطمه سجادی امین
فرهنگ عزتی
آرش بیاضیان سرکندی
معرفی برخی از هنرمندان خودآموخته ایران












گالری انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
مروری بر جشنواره های انجمن
نخستین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
برگزار شده در روستای دریکنده بابل
دومین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
سومین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
چهارمین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
پنجمین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
ششمین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
(فرهنگستان هنر)
هفتمین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
برگزار شده در موسسه فرهنگی هنری و پژوهشی صبا
مورخ: 14 آذر 1402
هشتمین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
مروری بر جشنواره های انجمن
نخستین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
دومین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
سومین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
چهارمین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
پنجمین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
ششمین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
هفتمین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
هشتمین جشنواره انجمن هنرمندان خودآموخته ایران
با ما در ارتباط باشید





